خرید بک لینک

به روز های وهم آلود روزگارم مینگرم و در اندیشه ی سردی فرو میروم :

در پی شعله ای گرم و لطیف صفحات روزگارم را ورق زدم

در آن سرما نوری گرم صورتم را نوازش کرد نزدیک تر شدم و سوختم

در چند ورق پایین تر به جستجوی مرهم میگشتم که در کوچه پس کوچه های

تاریک ابهام سر در گردان شدم

سلاحی جز حسرت ندارم و کسی جز خودم این جا نیست تا سلاحم را

بر پیشانیش بگذارم

ساده بگویم:

حسرتا که نه آرامش را لمس کردم ونه طعم آزادی را چشیدم

و ازعشق تنها سوختن و سوزاندن را آموختم

برچسب: نویسنده: من یا تو تاريخ: يکشنبه 5 خرداد 1392 ساعت: 18:21

صفحه بندی